وامدهی جدید بانکهای چین در آوریل به منفی ۱۰ میلیارد یوان رسید، در حالیکه انتظار بازار ۳۰۰ میلیارد یوان بود. این یعنی در طول ماه، «بازپرداخت خالص» انجام شده و نه «وامدهی خالصِ جدید» (یعنی مجموع بازپرداختها از وامهای تازه بیشتر بوده است).
عدد آوریل بعد از ماهِ پررونقترِ مارس منتشر شد؛ ماهی که معمولاً به دلیل نزدیک شدن به پایان فصل مالی، تقاضا را بالا میبرد. عوامل فصلی میتواند باعث شود ایجاد وام در آوریل ضعیفتر شود.
سیگنال و زمینه وامدهی آوریل
این داده نشان میدهد هم تقاضای اعتبار و هم عرضه وام در آوریل ضعیف بوده است. همچنین میتواند بیانگر احتیاط خانوارها و شرکتها و نیز سختگیری بیشتر بانکها در «کنترل ریسک» باشد (یعنی بانکها برای کاهش احتمال نکول/عدم بازپرداخت، سختتر وام میدهند).
در این گزارش فقط رقم وامهای جدید (منفی ۱۰ میلیارد یوان) و سطح مورد انتظار (۳۰۰ میلیارد یوان) آمده است. جزئیات بیشتر، مثل تفکیک وام خانوار در برابر وام شرکتها، ارائه نشده است.
این کاهش اعتبار میتواند یک علامت جدی برای اقتصاد چین باشد. عدد منفی یعنی بازپرداخت وامها از وامهای جدید بیشتر بوده و میتواند نشاندهنده افت تمایل به وامگیری باشد. همچنین ممکن است با فشارهای کاهش قیمتها همخوانی داشته باشد؛ «فشارهای ضدتورمی/کاهش قیمتها (Deflation)» یعنی افت عمومی قیمتها یا کند شدن شدید رشد قیمتها که معمولاً به کاهش تقاضا و احتیاط در مصرف و سرمایهگذاری مربوط میشود.
پیامدها برای موقعیتگیری در داراییهای مختلف
این داده برای «کالاهای صنعتی» (مثل فلزاتی که در تولید و ساختوساز مصرف میشوند) میتواند منفی باشد. «شاخص قیمت تولیدکننده (PPI)» چین—یعنی تغییرات قیمت کالاها در درِ کارخانه—مدتی در محدوده کاهش قیمتها بوده و افت اعتبار میتواند تقاضای صنعتی را ضعیفتر کند. در چنین فضایی، قیمتهایی مثل مس و سنگآهن ممکن است تحت فشار بمانند. «قرارداد آتی (Futures)» هم قراردادی برای خرید/فروش در آینده با قیمت مشخص است و معمولاً برای پوشش ریسک یا معاملهگری استفاده میشود.
ضعف میتواند به شرکای تجاری چین هم سرایت کند. برای نمونه، دلار استرالیا ممکن است آسیبپذیر باشد چون بخش بزرگی از صادرات استرالیا به چین میرود. همچنین شاخص «دکس آلمان (DAX)» میتواند حساس باشد چون صنایع خودرو و تولید آلمان به تقاضای چین وابستگی دارند.
در چنین شرایطی معمولاً بخشی از سرمایه به سمت «داراییهای امن (Safe-haven)» میرود؛ داراییهایی که در بحرانها کمتر نوسان میکنند یا تقاضایشان بالا میرود. احتمال تقویت دلار آمریکا در برابر مجموعهای از ارزها وجود دارد. «اختیار معامله (Options)» نوعی ابزار مشتقه است که حق (نه الزام) خرید یا فروش را میدهد؛ «اختیار خرید (Call)» یعنی حق خرید، و «اختیار فروش (Put)» یعنی حق فروش. «نوسان ضمنی (Implied Volatility)» هم عددی است که از قیمت اختیار معامله برداشت میشود و نشان میدهد بازار چه میزان نوسان را برای آینده انتظار دارد. «اوراق خزانهداری آمریکا (US Treasuries)» هم بدهی دولتی آمریکاست که معمولاً دارایی امن محسوب میشود.
«بانک مرکزی چین (PBoC)» ممکن است به سمت سیاستهای حمایتیتر برود؛ مثل کاهش نرخ بهره و «تزریق نقدینگی» (یعنی اضافه کردن پول و منابع کوتاهمدت به سیستم بانکی). با این حال، اگر مشکل اصلی تمایل پایین به وامگیری باشد، صرفاً کاهش نرخها ممکن است وامگیری را زیاد نکند؛ وضعیتی که گاهی از آن با عنوان «رکود ترازنامهای (Balance-sheet recession)» یاد میشود، یعنی خانوارها و شرکتها به جای گرفتن وام جدید، بیشتر در حال کاهش بدهی و ترمیم ترازنامه خود هستند.