باب سَویج از BNY با استفاده از دادههای iFlow به ارزیابی سهام آمریکا میپردازد و به کاهش ماندههای نقدی سرمایهگذاران نهادی در کنار ارزشگذاریهای بالا و موج سنگین انتشار سهام جدید اشاره میکند؛ از جمله عرضههای اولیه بزرگ مانند SpaceX. به گفته او، از زمان کووید، موجودی نقدی نهادی iFlow همبستگی نزدیکتری با S&P 500 داشته و استدلال میکند هنگام خوانش نوسانپذیری آتی سهام، نقاط چرخش موجودی نقد بیش از حرکت «اوج تا کف» اهمیت دارد. گفته میشود سطح نقدینگی نزدیک به میانگین ۱۰ساله است، و قیمتگذاری ریسک سهام برای فصل سوم و نیمه دوم سال بیشتر تابع انتظارات سیاستگذاری است تا خودِ تورم.
آخرین عقبنشینی نقدینگی کوچکتر از دوره کووید یا تهاجم روسیه به اوکراین توصیف شده است؛ با این حال، اوجهای قبلی اغلب نشانه بازگشت روند در سهام بودهاند و از «روز آزادیبخش» بهعنوان یک استثنا یاد میشود؛ روایت غالب همچنان «خرید در افت» است. سَویج واگرایی شاخص از موجودیها را به احتیاط نسبت به ارزشگذاری مرتبط میکند و میگوید CAPE بالاتر معمولاً با موجودی نقدی بالاتر همزمان بوده؛ تا حدی بهعنوان موضعگیری دفاعی در آستانه بازگشت به میانگین. درباره انتشار سهام، او میگوید عرضههای اولیه بسیار بزرگ معمولاً سقف بازار را علامتگذاری نکردهاند؛ طی ۵۰ سال گذشته، ۲۰٪ از IPOهای بزرگ پیش از یک اصلاح بازار رخ دادهاند و گفته میشود زمانبندی و نقدینگی با چرخشها همزمان میشوند، نه اینکه علت آن باشند.
جریانهای نقدی نهادی، اضطراب ارزشگذاری و روایتهای بازار
در حال مشاهدهایم که موجودی نقدی نهادها از اوجهای اخیر خود رو به کاهش گذاشته است؛ پویاییای که در بسیاری از مواقع پیشدرآمد بازگشت روندها در بازار سهام بوده است. با وجود اینکه سطح نقدینگی نزدیک به میانگین ۱۰ساله است و افت آن محدود به نظر میرسد، این تغییر نشان میدهد ذهنیت غالب «خرید در افت» در حال آزموده شدن است. باید این جریان را از نزدیک رصد کنیم، زیرا تداوم کاهش میتواند نشانه افزایش قاطعیت بازار یا بالعکس، کاهش ذخایر نقدینگیِ کنار گود باشد.
نگرانی اصلی، واگرایی میان رشد شاخصهای سهامی و این تخصیصهای محتاطانه نقدینگی است که به اضطراب سرمایهگذاران نسبت به ارزشگذاریهای بالا اشاره دارد. با توجه به اینکه نسبت P/E شیلر در حال حاضر در سطح بالای حدود ۳۲ قرار دارد (بهمراتب بالاتر از میانگین تاریخی ۱۷)، این احتیاط قابل توجیه است. بنابراین، معتقدیم تا زمانی که VIX در سطح نسبتاً پایینِ حدود ۱۴ قرار دارد، خرید پوشش ریسک نزولی مانند اختیار فروش (Put) روی شاخصهای اصلی، اقدام محتاطانهای است.
فعالیت IPO، خروج نقدینگی و سیاست بانکهای مرکزی
تعداد قابل توجه عرضههای اولیه پیشِرو عامل دیگری است، اما آن را نشانه قابل اتکایی برای سقف بازار نمیدانیم. از نظر تاریخی، تنها ۲۰٪ از عرضههای اولیه بسیار بزرگ در ۵۰ سال گذشته پیش از یک اصلاح عمده بازار رخ دادهاند. بنابراین، باید این رویدادها را بیشتر بهعنوان عواملی برای تخلیه نقدینگی کوتاهمدت دید تا دلیلی قطعی برای بدبین شدن نسبت به کلیت بازار.
در نهایت، جهتگیری بازار در طول تابستان را انتظارات از سیاست بانک مرکزی تعیین خواهد کرد، نه صرفاً دادههای تورمی. گزارش CPI ماه مه نشان داد تورم سرفصل به ۲.۹٪ کاهش یافته است، اما چسبندگی در خدماتِ هستهای موجب تداوم عدم قطعیت درباره سیاست فدرالرزرو میشود. ما معتقدیم سودآورترین راهبردهای مشتقه در هفتههای پیشرو، آنهایی خواهند بود که حول نوسانپذیری انتشار دادههای اقتصادی کلیدی و ارتباطات فدرالرزرو ساختاربندی میشوند.