بانک مرکزی هند (RBI) برای حمایت از روپیه هند مداخله کرد؛ چراکه افزایش هزینههای انرژی تهدیدی برای تضعیف ترازهای خارجی و تشدید نوسانات بازار ارز است. دادههای iFlow نشان میدهد INR نسبت به اوایل سال کمتر از قبل نگهداری میشود؛ پس از آنکه از موقعیت «پرمالک» در ابتدای ۲۰۲۶ عقب نشست. موجودیها پس از تأیید آتشبس برای مدت کوتاهی وارد محدوده مثبت شد، اما این تغییر پایدار نماند.
بیانوای (BNY) اعلام کرد که در صورت بازگشت تقاضای «کَری»، ارز همچنان میتواند حمایت دریافت کند، اما انتظار میرود قیمتهای بالای نفت خام «تخفیف تراز پرداختها» را تحمیل کند. گفته میشود فشار ابتدا در واردکنندگان انرژی از مسیر تضعیف حساب جاری، تورم وارداتی و شکنندهتر شدن شرایط بازار ارز نمایان میشود. معامله برنت بالای ۹۵ دلار بهعنوان یک محرک روشن برای مداخله توصیف میشود؛ بهطوریکه افزایش قیمت نفت دولتها و بانکهای مرکزی را حتی بدون آزادسازی هماهنگ جدید ذخایر نفتی به اقدامات تدافعی سوق میدهد.
ریسکهای پیشروی روپیه هند از محل افزایش هزینههای انرژی
ما معتقدیم معاملهگران مشتقه در هفتههای آینده باید با احتیاط به روپیه هند نگاه کنند، زیرا افزایش هزینههای جهانی انرژی فشار سنگینی بر این ارز وارد میکند. جهش اخیر نفت خام برنت و عبور از سطح ۹۵ دلار در هر بشکه، بهطور مستقیم توازن اقتصادی هند را تهدید میکند؛ بهخصوص از آنجا که این کشور برای بیش از ۸۵٪ نیاز نفت خام خود به واردات متکی است. این جهش نفتی یک «تخفیف روشن در تراز پرداختها» ایجاد میکند که سقفی بر ظرفیت روپیه برای بهرهگیری از بازگشت جریانهای معاملات کَری میگذارد.
راهبردهای مشتقه و اقدامات تدافعی RBI
برای مدیریت این فضا، توصیه میکنیم از اختیار خرید USD/INR برای پوشش ریسک تضعیف ناگهانی روپیه استفاده شود. با این حال، معاملهگران باید به دفاع تهاجمی بانک مرکزی هند از ارز احترام بگذارند؛ دفاعی که با ذخایر عظیم ارزی این کشور پشتیبانی میشود و در حال حاضر حدود ۶۵۰ میلیارد دلار برآورد میشود. از آنجا که این سطح از مداخله بانک مرکزی بهطور فعال نوسانات ارزی را سرکوب میکند، شرطبندیهای جهتدار از طریق قراردادهای آتی ممکن است با سقف بازده و ظرفیت رشد محدود مواجه شوند.
بهجای موقعیتگیری برای یک شکست (breakout) بزرگ، پیشنهاد میکنیم تمرکز بر راهبردهای مشتقه رِنجمحور مانند «شورت استرادل» یا «آیرون کندور» باشد. الگوهای تاریخی مداخله نشان میدهد حضور بانک مرکزی معمولاً باعث میشود نوسان واقعی روپیه بهمراتب کمتر از چیزی باشد که قیمتهای اختیار معامله القا میکنند. با فروش نوسان اختیارها در افتهای تند بازار، میتوان پرمیوم نسبتاً باثباتی دریافت کرد، در حالی که بانک مرکزی بخش عمده شوکهای قیمتی ناشی از نفت را جذب میکند.