اظهارنظرها در گردهمایی سینترا حاکی از تغییر در شیوهای است که بانکهای مرکزی قصد دارند سیاست پولی را ارتباطدهی کنند؛ بهطوریکه بحث از «راهنمایی آیندهنگر» سنتی به سمت «راهنمایی چارچوبی» مبتنی بر دادههای ورودی حرکت میکند. این رویکرد بر پایش «همزمان و بلادرنگ» با استفاده از کلانداده و هوش مصنوعی متمرکز است و جایگزین پیمایشهای گذشتهنگر میشود و افق اجرایی ۹ تا ۱۲ ماهه برای آن ترسیم شده است. این تغییر همچنین میتواند به معرفی سنجههای جدید تورمی منجر شود که ممکن است پایینتر یا بالاتر از معیارهای فعلی خوانش شوند.
این پیامرسانی از یک بازتنظیم گستردهتر در سیگنالدهی سیاستی خبر میدهد. از جمله اشارهها میتوان به بازگشت «به اصول اولیه» و کاهش اتکا به ابزارهای نامتعارف، در کنار چارچوبهای سادهتر بهجای راهنمایی آیندهنگر پیچیده اشاره کرد. در صورت پذیرش، این چرخش هم نحوه اجرای سیاست را تغییر میدهد و هم شیوه تفسیر سیگنالهای بانک مرکزی توسط فعالان بازار و تحلیلگران را؛ بهگونهای که پروتکلهای ارتباطی در کنار استانداردهای اندازهگیری و ورودیهای دادهای تکامل مییابند.
پایان راهنمایی آیندهنگر و چرخش به بانکداری مرکزی دادهمحور
اکنون در جهانی فعالیت میکنیم که «راهنمایی آیندهنگر» بانکهای مرکزی به گذشته تعلق دارد. جروم وارش، رئیس فدرالرزرو، و دیگران نشانههای حرکت به سمت «راهنمایی چارچوبی» دادهمحور را مخابره میکنند؛ جایی که واکنشها بهصورت بلادرنگ انجام میشود. این یعنی باید تلاش برای خواندن نشانهها از لابهلای سخنرانیها را کنار بگذاریم و تمرکز را بهطور مستقیم روی خودِ دادههای اقتصادی قرار دهیم.
افزایش غیرمنتظره تورم PCE در آخرین گزارش به ۲.۹٪ در هفته گذشته دقیقاً نشان میدهد چرا این موضوع برای ما اهمیت دارد. در حالیکه گزارش اشتغال ژوئن ۲۱۰ هزار شغل به اقتصاد افزود، خنکشدن جزئی رشد دستمزدها سیگنال متناقضی برای فدرالرزرو ایجاد میکند. این عدمقطعیت دقیقاً همان چیزی است که چارچوب جدید بر آن بنا میشود و نوسان را بالاتر میبرد.
در پاسخ به این عدمقطعیت جدید، شاخص VIX را دیدهایم که از ۱۴ به بالای ۱۸ جهش کرده و انتظار داریم در سطوح بالاتر باقی بماند. برای ما این یعنی قیمت اختیارمعاملهها که به نوسان حساساند باید بازنگری شود؛ آنها دیگر «بیمه ارزان» نیستند. در چنین فضایی، راهبردهایی که از نوسانات قیمتی سود میبرند، مانند استرادل (Straddle) یا استرنگل (Strangle)، جذابتر میشوند.
پیامدهای بازار و سیگنالهای دادهای جدید
این وضعیت یادآور بازگشت به بانکداری مرکزی واکنشیتر دهه ۱۹۹۰ است؛ زمانی که اقدام بعدی فدرالرزرو کمتر از قبل از پیش مخابره میشد، اما اکنون با پیچوتاب قرن بیستویکمی. باید توجه بیشتری به نقاط داده پربسامد و مبتنی بر هوش مصنوعی که وارش به آن اشاره کرد داشته باشیم؛ مانند مخارج خردهفروشی در زمان واقعی یا فعالیت لجستیک. این مجموعهدادههای جایگزین ممکن است پیش از انتشار اعداد رسمیِ گذشتهنگر، یک مزیت معاملاتی در اختیارمان بگذارند.
در هفتههای پیشِ رو، تمرکز ما باید از کالبدشکافی تکتک واژههای مقامهای فدرالرزرو فاصله بگیرد. در عوض، باید هر انتشار داده مهم—مانند گزارشهای پیشِ رو درباره فروش خردهفروشی یا PMI فلش—را بهعنوان یک «نقطه تصمیمگیری بالقوه» برای فدرالرزرو تلقی کنیم. این موضوع، موقعیتهای مشتقه کوتاهمدتی را که میتوانند از حرکتهای تند و دادهمحور بهره ببرند، بهطور ویژه مرتبط میسازد.