سهام آمریکا پس از گزارشهایی درباره باز ماندن تنگه هرمز برای عبور کشتیها و ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران از اورانیوم غنیشده صرفنظر میکند، رشد کرد. اما این گزارشها بعد از پایان معاملات (پس از بسته شدن بازار) تعدیل شد و قطعیت درباره اینکه دقیقاً چه چیزی توافق یا اعلام شده، کاهش یافت.
این متن میپرسد چه کسی واقعاً بر رفتوآمد کشتیها در هرمز کنترل دارد و آیا رهبران سیاسی با اظهارنظرهایی که میتواند قیمتها را جابهجا کند، تلاش کردهاند روایتسازی کنند. همچنین مطرح میکند ممکن است اتهام «عمل نکردن به تعهدات» مطرح شده باشد، در حالیکه اساساً تعهد روشن و مشخصی وجود نداشته است.
همچنین میپرسد آیا این پیامرسانیها به تلاشها برای آتشبس در لبنان گره خورده است یا نه، در حالیکه به نبود قطعیت درباره شرایط میدانی اشاره میکند. نتیجه این است که آخر هفته میتواند در معرض خبرهای منفی غافلگیرکننده باشد؛ خبرهایی که از ژئوپلیتیک (تنشهای سیاسی-امنیتی بین کشورها) و تغییر لحن پیامها ناشی میشود.
متن اضافه میکند که در جریان جنگ، دلار آمریکا مثل دورههای قبلی که سرمایهها به سمت «پناهگاه امن» میرفت (یعنی داراییهایی که در بحران تقاضایشان بالا میرود)، به آن شدت تقویت نشده است. دلار همچنین همزمان با برگشت سهام به مسیر صعودی، تضعیف شد؛ موضوعی که از الگوی متفاوت رفتار ریسک (تمایل بازار به خرید داراییهای پرریسک یا کمریسک) خبر میدهد.
در نهایت استدلال میکند سقوط بازار در کار نیست، اما سهام بیش از حد و با سرعت زیاد بالا رفته است. انتظار میرود دورهای از ضعف مرحلهبهمرحله شکل بگیرد تا بازار رشدهای اخیر را «هضم» کند، در حالیکه سودآوری شرکتها را عامل اصلی در افق میانمدت میداند.