دادههای اخیر بازار کار آمریکا، مانند «اشتغال غیرکشاورزی» (Nonfarm Payrolls؛ شمار شغلهای ایجادشده خارج از بخش کشاورزی) و «مجموع ساعتهای کار» (Total hours worked؛ کل ساعت کاری انجامشده توسط کارکنان)، طی چند ماه گذشته نوسان بیشتری داشته است. این ارقام همچنین بیشتر از گذشته بازنگری میشوند و همین موضوع تفسیر گزارشهای تازه را دشوارتر میکند.
در هر گزارش جدید بازار کار، دادههای دو ماه قبل بازنگری میشود؛ نه فقط از مسیر «بهروزرسانی سالانه معیار» (Benchmark update؛ اصلاح سالانه بر اساس دادههای دقیقتر مانند پروندههای بیمه بیکاری). این الگو، هنگام سنجش وضعیت فعلی، ابهام را افزایش میدهد.
تمرکز بر روند بلندمدت
برای کمکردن اثر نوسانهای کوتاهمدت، از روندهای بلندمدت استفاده میشود. میانگین بلندمدت نشان میدهد رشد اشتغال در سطحی کمی بالاتر از صفر تثبیت شده است. هدف این روش، نشاندادن حرکت اصلی بازار بهجای جهشهای ماهبهماه است.
در کنار شمار شغلها، «مجموع ساعتهای کار همه کارکنان» نیز بهعنوان یک معیار مهم در نظر گرفته میشود. اگر اشتغال بالا برود اما میانگین ساعات کار کاهش پیدا کند، ممکن است «کل کار انجامشده» کمتر شود.
این گزارش میگوید برای قضاوت درباره روندها باید مجموعه گستردهای از شاخصهای بازار کار، از جمله «نرخ بیکاری» (Unemployment rate؛ سهم جمعیت فعالِ بدون شغل) را به کار گرفت. همچنین اشاره میکند افزایش پیچیدگی، ریسک «واکنش دیرهنگام سیاست پولی» (Monetary policy؛ تصمیمهای بانک مرکزی درباره نرخ بهره و نقدینگی) را بیشتر کرده است.
پیامدهای بازار و رویکرد معاملاتی
دادههای ماهانه اشتغال آمریکا بسیار پرنویز شده و تکیه بر عدد اصلیِ انتشار اولیه را سخت میکند. بازنگریهای بزرگِ ماههای قبل، کار «فدرال رزرو» (Federal Reserve؛ بانک مرکزی آمریکا) را برای ارزیابی اقتصاد پیچیدهتر میکند؛ بنابراین احتمال اینکه فدرال رزرو به یک گزارش واحد واکنش تند نشان دهد کمتر میشود.
برای نمونه، گزارش اشتغال مارس ۲۰۲۶ در هفته گذشته افزایش غیرمنتظرهای را نشان داد، اما ارقام ژانویه و فوریه در مجموع ۸۵ هزار شغل کاهش بازنگری شدند. چنین الگویی در سال ۲۰۲۵ هم دیده شد؛ قدرت اولیه در گزارشهای بعدی تعدیل میشد و معاملهگران را بدبین میکرد. این موضوع از تمرکز بر روند بلندمدت حمایت میکند؛ روندی که میگوید رشد شغلها به کمی بالاتر از صفر کند شده است.
حتی اگر عدد اصلی اشتغال خوب به نظر برسد، باید «مجموع ساعتهای کار» را هم دید که در حالت ثابت تا کمی کاهشی بوده است. همزمان، نرخ بیکاری بهآرامی به ۴.۱٪ افزایش یافته که نسبت به کفهای یک سال قبل قابل توجه است. این تصویر ترکیبی نشان میدهد بازار کار ضعیفتر از چیزی است که صرفاً عدد اشتغال غیرکشاورزی القا میکند.
این پیچیدگی یعنی فدرال رزرو احتمالاً محتاط میماند و در نشست پیشِرو در ماه مه نرخهای بهره را بدون تغییر حفظ میکند. ریسک آنها اقدام دیرهنگام است، اما دادههای غیرقابل اتکا، حرکت زودتر را به یک قمار بزرگ تبدیل میکند. تا این هفته، بازار «قراردادهای آتی نرخ بهره فدرال» (Fed funds futures؛ ابزارهایی برای قیمتگذاری انتظار بازار از نرخ بهره آینده) فقط حدود ۳۰٪ احتمال کاهش نرخ بهره تا نشست ژوئن را قیمتگذاری کرده است؛ در حالیکه یک ماه قبل بیش از ۶۰٪ بود.
با توجه به این ابهام، معاملهگران بهتر است از گرفتن موقعیتهای بزرگ یکطرفه تنها بر اساس عدد اولیه اشتغال پرهیز کنند. رویکرد مناسبتر در هفتههای آینده میتواند استفاده از «اختیار معامله» (Options؛ قرارداد حق خرید/فروش در قیمت مشخص) برای معامله روی افزایش نوسان پیرامون انتشار دادههای اقتصادی باشد. «استرادل» (Straddle؛ خرید همزمان اختیار خرید و فروش در یک قیمت) یا «استرنگل» (Strangle؛ خرید اختیار خرید و فروش با قیمتهای متفاوت) روی شاخصهای بزرگ میتواند مؤثر باشد، چون بازار احتمالاً حرکتهای تند اما شاید کوتاهمدت خواهد داشت.
همچنین باید انتظار داشت «نوسان ضمنی» (Implied volatility؛ نوسانی که از قیمت اختیار معامله برداشت میشود) در «مشتقات نرخ بهره» (Interest rate derivatives؛ ابزارهای مالی وابسته به نرخ بهره)، مانند اختیارهای روی «قراردادهای آتی SOFR» (SOFR futures؛ آتیِ نرخ تامین مالی شبانه با وثیقه در آمریکا) بالا بماند. بازار برای زمانبندی حرکت بعدی فدرال رزرو دچار مشکل است و این سردرگمی دادهها احتمالاً این ابهام را طولانیتر میکند. در چنین فضایی، راهبردهایی که از بلاتکلیفی سود میبرند بهتر از راهبردهایی هستند که روی یک نتیجه مشخص شرط میبندند.