تحلیل BNP Paribas میگوید در آمریکا، «تقاضا» همچنان عامل اصلی «تورم» (افزایش عمومی قیمتها) است، اما اثر آن نسبت به اوجهای پساکرونا کمتر شده است. این بررسی با استفاده از دادههای «اداره تحلیل اقتصادی آمریکا» (Bureau of Economic Analysis؛ نهاد رسمی آمارهای اقتصاد کلان) و روش «فدرال رزرو سانفرانسیسکو» که توسط A. Shapiro ساخته شده، تورم را به سهم «تقاضا» و «عرضه» (مشکلات سمت تولید و توزیع) تقسیم میکند.
این گزارش نشان میدهد سهم عوامل «عرضه» از سال ۲۰۲۲ کمتر شده، اما هنوز وجود دارد و نزدیک به سطح سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ است. گزارش فشارهای ادامهدار سمت عرضه را به «تعرفهها» (مالیات بر واردات)، بالاتر رفتن قیمت «مواد و نهادههای تولید» و طولانیتر شدن زمان تحویل کالاها نسبت میدهد و میگوید محدودیتها از زمان افزایش تعرفهها در دولت ترامپ کمی بیشتر شده است.
اجزای تقاضا و عرضه
تقاضا همچنان بیش از عرضه به تورم فشار میآورد؛ همسو با مصرف مقاوم خانوارها و عملکرد بهتر آن پس از کرونا. همچنین اشاره میکند که شتاب تقاضا در ماههای اخیر کاهش یافته و همزمان «بازار کار» تضعیف شده است.
ما تا آوریل ۲۰۲۶ شاهد تغییر روشن در عوامل محرک تورم هستیم. در بخش بزرگی از ۲۰۲۵ تقاضای قوی عامل اصلی بود، اما اکنون اثر آن رو به کاهش است و با این حال تورم همچنان پایین نمیآید. تازهترین داده «شاخص قیمت مخارج مصرف شخصیِ هسته» (Core PCE؛ معیار تورم فدرال رزرو بدون اقلام پرنوسان مثل غذا و انرژی) برای ماه مارس که روی ۳.۱٪ مانده، نشان میدهد مشکلات سمت عرضه بیش از انتظار، قیمتها را بالا نگه داشتهاند.
این محدودیتهای عرضه بیشتر نمایان شده و به دوره ۲۰۱۸-۲۰۱۹ شباهت دارد. «نظرسنجی تولیدی ISM» (شاخص مدیران خریدِ بخش تولید) در ماه مارس این را تأیید کرد؛ زیرشاخص «قیمتهای پرداختی» جهش غیرمنتظره داشت و زمان تحویل تأمینکنندگان برای دومین ماه پیاپی طولانیتر شد. این یعنی تنشهای تجاری ادامهدار و هزینه بالاتر نهادههای تولید، برای تورم یک کف ایجاد کردهاند که «سیاست پولی» (ابزارهای بانک مرکزی مثل نرخ بهره) بهسختی میتواند آن را سریع برطرف کند.
پیامدها برای معاملات بازار
این شرایط درست زمانی رخ میدهد که بازار کار نشانههایی از سرد شدن نشان میدهد. آخرین گزارش اشتغال نشان داد رشد استخدام کندتر شده و «نرخ بیکاری» به ۴.۲٪ افزایش یافته است؛ یعنی روند تضعیف تقاضا ادامه دارد. ترکیب رشد ملایمتر و تورم چسبندهِ ناشی از عرضه، «فدرال رزرو» (بانک مرکزی آمریکا) را در موقعیت دشوار قرار میدهد و احتمال «کاهش نرخ بهره» در سهماهه دوم را کمتر میکند.
برای معاملهگران، این فضای پرابهام یعنی تمرکز روی «نوسان نرخ بهره» (بالا و پایین شدن سریع انتظارات نرخها). اگر فدرال رزرو فعلاً نرخها را تغییر ندهد اما دادهها نامنظمتر شوند، «اختیار معامله» (قرارداد حق خرید/فروش) روی «قراردادهای آتی SOFR» (آتیِ نرخ تأمین مالی شبانه با وثیقه؛ معیار جایگزین لایبور) میتواند مفید باشد. بهجای شرطبندی روی جهت دقیق نرخها، میتوان روی افزایش نوسان شرط بست تا از دودلی بازار در هفتههای پیشرو سود گرفت.
«منحنی بازده» (رابطه بازده اوراق قرضه با سررسیدهای مختلف) هم بر اساس همین نگاه فرصت ایجاد میکند. سناریویی که در آن فدرال رزرو برای مهار تورم چسبنده نرخها را بالا نگه دارد اما رشد اقتصادی نرم شود، معمولاً به «تخت شدن منحنی» یا «معکوستر شدن» آن میانجامد (یعنی بازده کوتاهمدت از بلندمدت بالاتر میشود). در این چارچوب، موقعیتهایی ارزش دارد که باقی ماندن نرخهای کوتاهمدت در سطح بالا و افت بازده بلندمدت به دلیل نگرانی از رشد را هدف میگیرند.